من برگشتم
دوباره برگشتم ...
با یه حال ....... شاید خوب
اتفاقای خوب تو این چند روز زیاد بود
چیدن خونه ی سیمین و سجاد و هدیه شدن تمام زیبایی ها به اون خونه
آروم بودن اوضاع
خوشحال بودنشون
انگار همه چیز کامله تا ۱۱ اسفند برسه و خوشحالیشون کامل بشه و خوشحالیه همه ی ما.
والبته خوشحالیه بی حد ومرز من که البته همش بخاطر نزدیک شدن به عروسی نیست
خیلی خوشحالم چون این روزا می بینم که خدا بازم دوسم داره
بنده هاش دوسم دارن
و خودش همیشه یه راهی واسه خوشحال کردنم پیدا میکنه.
و من اونقدر کوچیک هستم که هیچوقت نتونستم اونطور که باید شکرش رو به جا بیارم .. و فقط میتونم بگم که ممنونشم .......تا همیشه ها
و چقد الان حال من خوبه
و ممنون که از حال تمام کسایی که دوسشون دارم با خبرم.
* مهربان باش و عاشق ... تاهمیشه *
سلام.این همه دیر دیر به وبت سر نزن.یه کم زود زود سر بزن.


به منم سر بزن خوشحال میشم.وبت قشنگ و نازه
منتظرتم.
لینک کردنو دوس داری؟من لینکیدمت.
منتظرحضور گرمتم